مدیتیشن چه فوائدی دارد؟
سلام! من حمید امیدی هستم پس به مجله من خوش آمدید.
اخیرا در اینستاگرام، یوتیوب و … صحبت های زیادی درباره مدیتیشن کردن و فوائدش گفته میشه!
کدوماش واقعیه کدوماش الکی؟
تحقیقات علمی در این باره چی میگن و اینکه مراقبه کردن دقیقا چطوری به ما کمک خواهد کرد؟
تا انتهای مطلب با من همراه باشید…
تحقیق شماره 1
مقالهی Lazar et al. (2005) با عنوان Meditation experience is associated with increased cortical
این نسخه شامل بخشهای استاندارد یک مقاله پژوهشی است.
مطالعه حاضر بررسی میکند که آیا تمرین مداوم مدیتیشن میتواند ساختار مغز انسان را تغییر دهد یا نه.
یافتهها نشان میدهند که افرادی با سابقه طولانی در تمرین مدیتیشن دارای ضخامت بیشتر در بخشهایی از قشر مغز هستند.
به ویژه در نواحی مرتبط با توجه، آگاهی بین فردی، و پردازش احساسی.
این نتایج شواهدی ارائه میدهند مبنی بر اینکه مدیتیشن ممکن است با ایجاد تغییرات آناتومیکی در مغز، عملکردهای شناختی و هیجانی را تقویت کند.
یک خط از من : به نظر میاد مراقبه کردن با استمرار باعث میشه شما احساسات و هیجانات رو (احتمالا) در خودتون و دیگران بیشتر و بهتر تشخیص بدید!
مدیتیشن یکی از روش های ذهن آگاهی و تمرکز ذهن است که سابقهای چند هزار ساله در سنتهای شرقی دارد.
در سالهای اخیر، توجه پژوهشگران عصبشناسی به تأثیر مدیتیشن بر ساختار مغز جلب شده است.
فرضیه اصلی این مطالعه آن است که تمرین مدیتیشن میتواند با تحریک فرآیندهای نوروپلاستیسیتی (انعطاف پذیری نورون ها – کوچکترین جزء عصبی مغز انسان) ، باعث افزایش ضخامت قشر مغز در نواحی خاصی شود که با پردازش شناختی و هیجانی مرتبط اند.
تحقیق روی دو گروه
در این مطالعه، از تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) با وضوح بالا برای مقایسه ساختار مغزی دو گروه استفاده شد:
-
گروه مدیتیشن: 20 فرد با میانگین بیش از 9 سال تجربه در مدیتیشن ذهن آگاهی (mindfulness) یا مراقبه محبت دوستانه (Loving-kindness).
-
گروه کنترل: 15 فرد بدون تجربه در مدیتیشن، با تطابق از نظر سن، جنس و سطح تحصیلات.
با استفاده از نرم افزارهای پردازش تصویر، ضخامت قشر مغز در نواحی مختلف اندازهگیری و با هم مقایسه شد.
یافته های این تحقیق
نتایج نشان داد که ضخامت قشر مغز در نواحی زیر در گروه مدیتیشن بهطور معنا داری بیشتر از گروه کنترل بود:
-
قشر جلوی پیشانی (prefrontal cortex): ناحیهای مرتبط با عملکردهای اجرایی، تمرکز، و تصمیمگیری یا ذهن تحلیلی.
-
قشر اینسولا (insula): مرتبط با آگاهی بدنی و تجربه های احساسی.
-
قشر شیار خلفی سینگولیت (posterior cingulate): که با خودآگاهی درونی در ارتباط است.
این افزایش ضخامت بهویژه در افراد مسن تر قابل توجه بود و برخلاف روند معمول پیری که منجر به نازک شدن قشر مغز میشود، در مدیتیشن کنندگان مسن چنین کاهشی مشاهده نشد.
بحث
این مطالعه شواهد اولیه ای فراهم میکند که تمرینات مداوم مدیتیشن میتواند به تغییرات ساختاری در مغز منجر شود.
افزایش ضخامت در نواحی مرتبط با توجه و خودآگاهی ممکن است توجیه گر تأثیرات مثبت روانی گزارش شده در افراد مدیتیشن کننده باشد.
همچنین، یافتهها با نظریه هایی مبنی بر توانایی مغز در سازگاری با تجربه (نوروپلاستیسیته) یا انعطافپذیری عصبی هم خوانی دارد.
نتیجه تحقیق شمار 1
مدیتیشن ممکن است نهتنها یک ابزار روان شناختی مؤثر برای کاهش استرس و اضطراب باشد، بلکه از نظر ساختار مغز نیز اثرگذار است.
یافتههای این مطالعه، ضرورت بررسی های بیشتر در زمینه مدیتیشن و سلامت مغز را برجسته میکند.
به ویژه برای استفاده از آن در پیشگیری از زوال شناختی مرتبط با سن.
تحقیق شماره 2
Short-term meditation training improves attention and self-regulation
تأثیر مثبت مدیتیشن حتی در دوره های کوتاه مدت بر بهبود توجه و خودتنظیمی.
چکیده تحقیق شماره 2
این تحقیق بررسی میکند که آیا یک دوره کوتاه ۵ روزه مدیتیشن میتواند تأثیر قابل توجهی بر عملکردهای شناختی مثل توجه و توانایی خودتنظیمی داشته باشد یا نه.
یافتهها نشان دادند که حتی چنین دوره کوتاهی از تمرین ذهن آگاهی میتواند به بهبود توجه پایدار، کنترل هیجانی، و کاهش اضطراب منجر شود.
یک خط از من : خود تنظیمی معمولا به معنی کوتاه کردن مدت زمان واکنش احساسی منفی به یک سوژه یا یک اتفاق بیرونی است.
مثال : اگر خود تنظیم باشید، واکنش شما به احساس عصبانیت از همسرتان در اثر بحث کوتاه تر خواهد شد.
توانایی تمرکز و تنظیم احساسات از مهارتهای کلیدی عملکرد شناختی و سلامت روان است.
مدیتیشن، بهویژه مدیتیشن ذهنآگاهی (mindfulness)، روشی شناختهشده برای بهبود این تواناییها محسوب میشود.
اما بیشتر مطالعات بر تمرینهای بلندمدت تمرکز داشتهاند.
در این تحقیق، پژوهشگران بررسی کردند که آیا مدیتیشن در یک دورهٔ کوتاهمدت نیز میتواند تغییرات قابل اندازه گیری ایجاد کند یا خیر!
40 دانشجو در دو گروه !
-
شرکتکنندگان: 40 دانشجو (تقسیمشده به دو گروه 20 نفره).
-
گروه آزمایش: دریافتکنندگان تمرین مدیتیشن به سبک Integrative Body–Mind Training (IBMT) به مدت 5 روز، هر روز 20 دقیقه.
-
گروه کنترل: دریافتکنندگان تمرین های سنتی relaxation training با زمان و ساختار مشابه.
-
پیشآزمون و پسآزمون: از آزمونهای توجه پایدار، استروپ (Stroop test) و اندازهگیریهای فیزیولوژیکی (مانند ضربان قلب و مقاومت پوست) استفاده شد.
IBMT چیست؟
IBMT (تمرین یکپارچه ذهن و بدن) یک روش مدیتیشن مدرن و علمیشده ست که ریشه در مدیتیشنهای سنتی چینی داره، ولی در دهههای اخیر توسط روانشناسان و عصبشناسان برای استفاده در محیطهای آموزشی، درمانی و پژوهشی سادهسازی و استاندارد شده.
شما نباید بگویید سبز ! این پاسخ خودکار است.
اگر دقت کنید، رنگ کلمه سبز، قرمز است!
نتیجه تحقیق شماره 2
-
افزایش توجه:
گروه مدیتیشن در آزمونهای شناختی (مانند آزمون استروپ) عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل نشان دادند. -
کاهش اضطراب:
سطوح اضطراب در گروه مدیتیشن بهطور معناداری کاهش یافت، در حالی که در گروه کنترل چنین تغییری مشاهده نشد. -
پاسخ فیزیولوژیکی بهتر:
شرکتکنندگان در گروه مدیتیشن، ضربان قلب پایین تر و مقاومت پوستی بیشتری داشتند که نشاندهنده آرامش فیزیولوژیکی بیشتر است.
نتایج این تحقیق حاکی از آن است که مدیتیشن نهتنها برای بلندمدت بلکه حتی در بازههای زمانی بسیار کوتاه نیز میتواند باعث تقویت توجه و کاهش استرس شود.
این یافته ها اهمیت فراوانی برای محیط های آموزشی، درمانی و سازمانی دارد، جایی که زمان محدود است ولی نیاز به بهبود عملکرد ذهنی وجود دارد.
پژوهشگران همچنین بر این نکته تأکید میکنند که مراقبهIBMT، که تمرکز آن روی یکپارچه سازی ذهن و بدن است، ممکن است روشی مؤثرتر از تکنیکهای صرفاً مبتنی بر آرام سازی باشد.

مراقبه کردن




دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.